على محمدى خراسانى
80
شرح منطق مظفر (فارسى)
مرحلهء اوّل . فرض : يكى از دو مقدمه كه قضيهء جزئيه باشد با لفظ « بعض » كه سور جزئيه است شروع مىشود . در قضيهء سالبه مىگوييم : « بعض الحيوان ليس به انسان » و در موجبه مىگوييم : « بعض الحيوان ناطق » ، حال اين « بعض الحيوانى » كه موضوع و مورد حكم ، در قضيهء جزئيه واقع شده ( و در مثال اول ، انسان از او سلب شده و در مثال دوم ، ناطق براى او اثبات شده ) ما فرض مىكنيم كه مثلا حرف « د » است ، البته اصطلاحى است كه منطقيون دارند و سرّ مطلب اين است كه در قضيهء جزئيه ، موجبه يا سالبه وقتى مىگوييم : بعض كذا كذا يا ليس كذا يقينا از اين « بعض » شىء معينى اراده شده و اين موضوع عنوان مشير به آن ذات است و آن ذات و معروض اين عنوان ، بايد چيزى باشد كه با اين موضوع تناسب داشته باشد ( مثلا اگر موضوع صنفى از اصناف است مانند : « بعض العالم ليس مجتهدا » ، حتما مراد از آن ، شىء معين و ذات ، فرد ، شخص يا اشخاص است يعنى بهطور مثال « زيد » و « عنوان بعض العالم » به او و امثال او اشاره دارد ، و اگر موضوع نوعى از انواع است ، مانند : « بعض الانسان متحرك الاصابع » حتما آن شيئى معين ، صنفى از اصناف اين نوع خواهد بود يعنى : « الكاتب متحرك الاصابع » ، و اگر موضوع ، جنسى از اجناس باشد حتما آن شىء معين ، نوعى از انواع خواهد بود مانند : « بعض الحيوان ليس به انسان » كه مراد از « بعض » ، نوع فرس ، پرنده و يا هرنوع ديگرى از انواع حيوانات است كه انسان از آنها سلب مىشود و در خارج با يكديگر تصادق ندارد يا « بعض الحيوان ناطق » مراد از « بعض » خصوص نوع انسان است كه موضوع ، براى آن عنوان مشير گرديده و مثال مورد بحث مرحوم مظفر ، از اين قسم اخير است كه جنس و نوع باشد ) . حال ما از آن بعض معين ، كه اين موضوع به آن اشاره دارد با حرف « د » تعبير مىكنيم و در حقيقت « بعض الحيوان » ، با حرف « د » مساوى هستند و از موضوع اصل قضيه ، با حرف « م » و از محمول آن با حرف « ب » ياد مىكنيم ، مثلا به جاى قضيهء سالبه : « بعض الحيوان ليس به انسان » مىگوييم : « بعض م ليس ب » و « بعض م » عبارت ديگرش « د » است يعنى مىگوييم : « د ليس ب » و به جاى مثال موجبه : « بعض الحيوان ناطق » مىگوييم : « بعض م ب » يعنى « د ، ب » كه « د » عبارت ديگر « بعض م » است ، پس هركجا « د » مىآوريم ، در حقيقت اشاره به آن شىء معينى داريم كه بعض از افراد موضوع قضيهء جزئيه است .